محمد مهريار

256

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

آشكار است و همه داد مىزنند كه ما قديمى هستيم . واژه‌شناسى : اما دربارهء تجره ، ما يك دليل بزرگ داريم و آن اين است كه در سنگ‌نوشتهء داريوش در تخت جمشيد آمده است و اين واژه را به معنى قصر و ساختمان معنى كرده و مىگويد : « اين منم كه اين قصر را ساختم » و نامگذارى ديه به اسم قصر بسيار رايج است چون جوشقان معادل « جوسق » عربى معادل « كوشك » فارسى و خود واژهء كوشك كه نام ديهى بزرگ است در اصفهان در ناحيهء ماربين و بعدها در آن باره گفت‌وگو خواهيم كرد . و از قضا در اطراف كشور نواحى بسيارى با همين نام بزرگ تجره آمده است . از جمله : تجره ( اراك ، خرم‌آباد ، ساوه ، سنندج ، گلپايگان ، ورامين و غيره ) و همچنين تركيبات ديگرى از آن مانند تجرك ، مصغر تجره ( فردوس و همدان و زرند ) و تجرق معادل تجرك ( ميانه ، مراغه ، اردبيل ) و بسيارى واژه‌هاى ديگر . « 1 » ظاهرا كلمهء تجريش نام قشنگ ناحيهء شمال تهران هم از اين واژه آمده است . آدم با خودش مىگويد چرا نام به اين بلندى و با اين سابقه ديهى كوچك شده است ولى اين گله را بايد از روزگار و حوادث آن كرد . ظاهرا همين‌كه وضع كار و زندگى بر زردشتيانى كه به دين خود باقى مانده بودند در شهرها سخت شد ، به روستاها رفته‌اند و در آنجا به دهقان شهرت يافته‌اند . اينان در روستاها براى خود خانه و قلعه يا كوشك بزرگى مىساخته‌اند كه در گفت‌وگو و تداول عامه ديگر « كوشك » دهقان يا « تجره » دهقان گفته نمىشد بلكه به كوشك و تجره شهرت مىيافت و اين نام براى آن علم مىگشت و هنوز هم به همين نام ناميده مىشود . تجره‌ى ديگرى هم در اردستان داريم كه جزو دهستان زواره به حساب آمده است . اين تجره بزرگتر است و در سال 1345 جمعيتى برابر 149 نفر داشته است و آمارگران بىجهت نام آن را با « ط » عربى ضبط كرده‌اند . « 2 » در دهستان كوهسار شهرستان خوانسار نيز روستايى به نام تجره داريم كه در سال 1375 جمعيتى حدود 570 نفر داشته است . ترزه Tarze ( h ) ترزه ( طرزه ) در دهستان كهنسال پشتكوه موگويى از شهرستان فريدن كه نامش با هزاران نشان

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 140 و 141 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 11 .